برگ نهم
سلام عزیزم
این روزا حال مامانی خوبه
، مشغول خرید کفش و لباس و آماده کردن خودم واسه
جشنهایی که این ماه داریم هستم . یه پیراهن خریدم که خیلییییییییی قشنگه، خیلی دوسش دارم ،
کفش هم سفارش دادم برام بدوزن .
دیروز با بابایی رفتیم یه کتونی جدید خریدم ،خیلی ازش خوشم اومده البته بابایی هم واسه خودش یه کفش قهوه ای رنگ خرید .
میدونی گلم خرید و رفتن بازار خیلی روحیه منو عوض میکنه .![]()
دیشب رفتیم خونه مامان جون اینااا ، یعنی مامان من ، خاله کارت هاشو گرفته بود همشونو تا کردیم گذاشتیم تو پاکت ، فقط باید پشت نویسی بشن و برسه دست مهموناااا .
امروز 25 دوره هستم ولی هیچ علامتی که نشونه این باشه تو اومدی توی دلم ندارم ،
فقط گاهی
زیر دلم درد میگیره که اینم تازگی نداره ، ماههای قبل هم همچین حسی داشتم . منتظرم تا ببینم خدا
چی میخواد .
تا یه هفته دیگه معلوم میشه ... اگه نیومده باشی باید برم دکترررر .
امیــــــــــــــــد
، عسلم ، اگه امید نبود زندگی چقدر سخت میشد . من امید دارم به دستهای
مهربون خدا ... نگاهم ماههاست به دستهای خداست
.... خدایا امیدمو ناامید نکن .![]()
خدایا امید هیچ کس رو ناامید نکن .![]()


برگ نهم
